هرس باغات
|
مقدمه بيشتر گياهان باغباني به ويژه چند ساله هاي چوبي، اگر در شرايط محيط مناسب بدون دخالت انسان رشد كنند، پس از چند سال تبديل به درختان و يا درختچه هايي با شاخه هاي متراكم خواهند شد كه چه از نظر ميزان و كيفيت باروري و چه از نظر شكل ظاهري مطلوب خواهند بود. در اين گونه گياهان، شاخه ها، مزاحم رشد همديگر بوده و دچار پيچيدگي و خميدگي مي شوند. از سويي چون به دليل پر برگي، نور كافي به درون تاج گياه نمي رسد و به تدريج برگ ها و شاخه هاي وسطي گياه خشك مي شوند و از بين مي روند.. توليد گل و ميوه محدود به سطح بروني تاج گياه گشته و ميزان محصول كم مي گردد. براي جلوگيري از اين امر و ايجاد شكل و حالت مناسب در گياه بايد آن را هرس كرد.
به طور كلي هرس عبارت است از قطع كامل يا جزئي شاخه، ريشه، پوست، برگ يا گل و ميوه به منظور تحت تاثير قرار دادن و هدايت نحوه رشد و باروري گياه. هرس يكي از عمليات مهم باغباني است كه از حدود سه هزار سال پيش شناخته شده و مورد استفاده قرار مي گرفته است. دلايل و فوايد هرس را مي توان به شرح زير خلاصه نمود: 1- حذف شاخه هاي مزاحم، خشك شده، آفت زده و مريض و شكسته جهت حفظ و تامين سلامت گياه. 2- ايجاد شرايط مناسب جهت ورود نور و هوا به درون شاخه هاي گياه به منظور ايجاد امكان توليد محصول بيشتر و مرغوب تر. 3- ايجاد شكل ويژه در تاج گياه و فرم دهي گياه. 4- جوان ساختن درختان مسن از طريق حذف شاخه هاي پير و وادار كردن درخت به توليد شاخه هاي جديد حهت بالا بردن قدرت باردهي آن. 5- ايجاد تعادل بين تاج و ريشه. 6- پيش يا پس انداختن باروري گياه و تنظيم گل دهي و ايجاد تعادل بين رشد رويشي و ميزان محصول و بالا بردن كيفيت فراورده توليد شده. 7- محدود كردن رشد و كوتاه ساختن گياه براي تبديل عملياتي مانند سمپاشي و برداشت محصول.
بسته به نوع گياه و هدف از هرس اين كار در دو موقع از سال انجام مي شود. يكي هرس در هنگام ركود يا خواب زمستانه كه هرس سياه يا زمستانه ناميده مي شود. ديگري هرس در دوره فعاليت گياه، يعني هنگامي كه گياه داراي برگ و احيانا گل و ميوه است و هرس تابستانه نام دارد.
اين هرس از آنجا كه در زماني انجام مي شود كه گياه فاقد برگ و در حال ركود است بيشتر مرسوم مي باشد. چون اولا در اين هنگام شاخه بدون پوشش بوده و قابل مشاهده مي باشد و مي توان به راحتي به آنها دسترسي پيدا كرد. ثانيا چون گياه در اين زمان فعاليت زيستي چنداني ندارد ميزان آسيب حاصله از پيرايش به حداقل كاهش مي يابد. هرس شاخه هاي شكسته و مريض و آفت زده نيز در زمستان پيش از فعال شدن گياه انجام مي شود زيرا اين نوع شاخه ها معمولا پناهگاه و منبع انتشار آفات و امراض هستند. هرس ديگري كه بايد در زمستان حتما انجام شود هرس ريشه است. اين نوع هرس را مي توان از اوايل بهار تا اواخر تابستان انجام داد كه مهمترين هرس هاي تابستانه عبارتند از: حذف گل ها و ميوه هاي اضافي كه تنك كردن ناميده مي شود. ايجاد زخم بر روي پوست ساقه، حذف برگها و پا جوش ها، بريدن قسمت هاي انتهايي شاخه هاي تند رشد و هرس برگ.
به طور كلي شاخه هاي يك گياه چوبي را مي توان به دو گروه بارور و نابارور تقسيم نمود. 1- شاخه هاي نابارور، كه عبارتند از: پاجوش ها، نرك ها، و شاخه هاي معمولي بي بار (فاقد گل و ميوه). 2-شاخه هاي بارور كه عبارتند از : سيخك ها و شاخه هاي معمولي بار دهنده (داراي گل و ميوه). اين هر دو گروه از رشد جوانه شاخه هاي معمولي نابارور به وجود مي آيند. در برخي از گياهان مانند انگور، اين شاخه ها قبل از رشد داراي جوانه هاي گل هستند و پس از رشد گلشان باز مي شود. در برخي ديگر مانند هلو در تابستان سال رشد در جوانه هاي جانبي آنها جوانه هاي گل به وجود مي آيد كه پس از زمستان گذراني در بهار سال بعد تبديل به گل و ميوه مي شوند. در هرس شاخه هاي نابارور اصل بر اين است كه تمام پا جوش ها و نرك ها را در طول فصل رشد، به تدريج كه پديدار مي شوند از ته قطع كنند. شاخه هاي معمولي نابارور را بر حسب موقعيت آنها،مي توان در دوره استراحت گياه به دو صورت سرزني و يا حذف كامل هرس كرد. هرس شاخه هاي بارور بستگي به طول عمر آنها دارد. به عنوان مثال، شاخه هاي بارور معمولي بيش از يك بار توليد گل و ميوه نمي كنند، بنابراين در زمستان سالي كه به بار نشسته اند، هرس شوند. سيخك ها، در گياهان مختلف طول عمر هاي متفاوتي دارند مثلا در زردآلو تا چهار سال، در سيب ده تا بيست سال، در گيلاس ده تا دوازده سال و در گلابي حدد بيست سال عمر مي كنند و پس از آن خشك مي شوند. در اين هنگام بايد سيخك ها را از طريق قطع شاخه حاملشان هرس كرد و گياه را وادار به توليد شاخه هاي جديد كرد. كه هر كدام پس از چند سال، به صورت شاخه هاي حاصل سيخك هاي جوان بارور در مي آيند. ريشه از دو طريق به رشد گياه كمك مي كند. يكي از طريق جذب آّب كه به عنوان نيروي محركه رشد به كار مي روند و ديگري از طريق هورمون هاي ويژه اي از گروه جيبرلين كه عامل تحريك رشد گياهي هستند. وجود تعاول بين حجم ريشه با تاج درخت، براي رشد و باروري متناسب گياه مورد لزوم است. اگر اين تعادل، در جهت ريشه به هم بخورد (از بين رفتن شاخه ها در اثر هرس شديد و يا حمله بيماري ها و آفات) گياه توليد شاخه هاي زيادي مي كند و بار دهي آن به عقب مي افتد. اگر به هم خوردن تعادل در جهت شاخه و برگ باشد (رشد محدود ريشه به دليل نامناسب بودن خاك و كم آبي و يا از بين رفتن آن در اثر حمله بيماريها و آفات) رشد گياه محدود مي شود و در عوض گياه زودتر به بار مي نشيند و درصد تبديل گل به ميوه نيز بالا مي رود. با استفاده از اين پديده، بشر از زمان هاي دور، كوشيده است با هرس ريشه اندازه گياه را كنترل كند و اين عمل در سطح تجارتي بر روي سيب انجام مي شود و طي آن توانسته اند به وسيله تيغه هاي ويژه ريشه هاي درختان را قطع و بدون آسيب وارد كردن به محصول سال بعد، رشد درختان را محدود كنند. نوع ديگر هرس ريشه يا سرزني ريشه و توليد ريشه هاي جديد مي باشد كه اثر تقويت كننده داشته و رشد نهال را تسريع مي كند. هرس برگ هرسي است تابستانه كه گهگاه در مورد گياهاني كه رشد زياد و تاج متراكمي دارند به كار گرفته مي شود. مانند ساير هرس هاي تابستانه اثر تضعيف كننده دارد. براي انجام اين هرس، با استفاده از وسايلي مانند چوب هاي بلند و يا با دست قسمتي از برگ هاي درخت را حذف مي كنند تا بدين وسيله نور بيشتر به قسمتهاي مركزي تاج گياه بتابد و ميوه از كيفيت بهتري برخوردار شود و به ويژه ئر مورد گياهاني مثل سيب، ميوه خوش رنگ تر گردد. زخم كردن پوست هرسي است تابستانه كه معمولا در بهار به منظور تبديل شاخه نابارور به بارور، تقويت شاخه هاي بارور ضعيف كه گل مي دهند ولي قدرت نگه داري ميوه هاي حاصله و گاهي حتي گل هاي خود را ندارند و بالاخره مبارزه با غرور درختان و وادار كردن آنها به باروري انجام مي شود، در هر سه مورد زخمي كردن پوست باغعث قطع رابطه قسمت هاي بالاي زخم با بقيه گياه مي شود و اين قسمت مواد قندي خود را از دست نمي دهند و تقويت مي شوند. در حالت اول معمولا تكه برداري مي كنند يعني با چاقو تكه كوچكي از پوست شاخه را، در زير يك يا چند جوانه بر مي دارند و يا شكاف زني مي كنند. يعني زير جوانه شكاف هاي كوتاه و موازي ايجاد مي كنند. با توجه به اهداف هرس در پاره اي موارد باغداران الزاما براي رشد برخي از شاخه ها از روش ايجاد زخم هاي كوچك در بالا يا پايين تنه يا شاخه اصلي استفاده مي كنند. معمولا اين عمل اگر در روي شاخه هاي قوي باشد عمل زخم يا پوسب برداري در روي تنه و زير شاخه مزبور انجام مي شود. در صورتي كه شاخه ضعيف باشد زخم يا پوست برداري در بالاي شاخه (حدود يك سانتي متر) روي تنه انجام مي گيرد. عمل برداشتن پوست شاخه حامل ميوه مي تواند به منظور تقويت شاخه و درشت شدن ميوه در روي آن باشد. براي اين منظور بريدن يا برداشت يك نوار باريك (5 ميليمتر) حلقه مانند از دور شاخه ميوه دار را توصيه مي كنند. برش مزبور نبايد از حد داخلي آوند هاي آبكش تجاوز نمايد. در اثر اين عمل آوندهاي آبكشي قطع شده ولي آوندهاي چوبي حاصل شيره خام سالم مي ماند، شيره خام در اين آوندها جاري شده و در برگ ها تبديل به شيره پرورده مي شود. در هنگام مراجعت از برگ در محل زخم مواد هيدرو كربنه متوقف شده و در طول شاخه و اطراف ميوه كه بالاي زخم قرار دارد متمركز مي شود و باعث تقويت جوانه ها و يا درشت شدن ميوه ها مي شود. در بعضي از انواع درختان ميوه مانند سيب، گلابي، ... با تمركز مواد هيدروكربنه (شيره پرورده) در اطراف جوانه ها كه از بالا به طرف پايين جريان دارد مي توان سير تكاملي جوانه را تغيير داد و به جاي اينكه جوانه تبديل به برگ و شاخه شود آن را تبديل به جوانه گل نمود. گاهي براي اسكلت بندي درخت نياز به وجود شاخه اي مناسب است و براي اينكه اين شاخه را توليد كنيم بايستي به نحوي جوانه را در آن ناحيه تحريك نمود تا تبديل به شاخه ورد نظر گردد. براي ايجاد چنين تحريكي لازم است با چاقوي تيز پيوند زني در بالاي جوانه شكافي در پوست ايجاد نماييم تا با اين عمل جوانه تحريك شده و سريعا رشد و نمو كند و مناسب ترين زمان اجراي اين عمل در اوايل زمستان مي باشد. جهت تقويت شاخه هاي بارور ضعيف كه گل مي دهند ولي قدرت نگه داري ميوه ها را ندارند و براي مبارزه با غرور درختان و وادار كردن آنها به باروري عمل حلقه زني انجام مي دهند كه براي اين عمل به كمك چاقو يا اره دانه ريز در پوست قاعده شاخه يا تنه، بدون حذف قسمتي از آن، شكافي سراسري به شكل يك دايره اجاد مي شود يا با طوقه برداري كه در آن نواري از پوست دور تا دور ساقه يا تنه به عرض يك الي پنج ميليمتر حذف مي شود و يا به روش پوست واژگوني (معكوس كردن پوست كه در آن حلقه اي به عرض حدود يك سانتي متر از پوست جدا و به صورت واژگون در محل خود قرار گيرد)، گياه را وادار به توليد گل يا نگاه داري آن ساخت. استفاده از هر يك از اين روش ها، بستگي به شدت ضعف و يا قوت گياه دارد كه در تماني آنها گياه بيدرنگ آغاز به توليد بافت پنبه اي و ترميم قسمت قطع شده مي كند و پس از مدتي كه ذره اي آن گياه فرصت كافي براي توليد جوانه هاي گل پيدا كرد، به حالت عادي بر مي گردد. اعمال فوق در گياهان هسته دار انجام نمي گردد چون قدرت ترميم آنها كم مي باشد. از نظر فيزيولوژيكي براي اينكه گياه قادر به توليد گل شود، علاوه بر بلوغ، بايد نسبت مواد قندي به مواد ازته درون بافت هاي ساقه آن مساوي يا بزرگتر از مقداري مشخص باشد كه براي گياهان مختلف، اين حد متفاوت است. اگر مقدار مواد ازته، به دلايلي مانند مصرف بيش از حد كود ازته بالا برود، مقدار كسر كوچك مي شود و درخت در حالي كه رشد رويشي زياد مي نمايد گل نمي دهد كه اصطلاحا مي گويند گياه دچار غرور شده. اگر به دلايلي مانند هرس شديد تابستانه و يا از بين رفتن شاخ و برگ در اثر آفات و بيماري ها و يا ضعف عمومي شاخه هاي واقع در سايه ، ميزان توليد مواد قندي كم شود، گياه قادر به توليد گل نخواهد بود. عمليات زخم كردن پوست باعث مي شود كه مواد قندي ساخته شده و در ساقه از آن بيرون نرود و كسر فوق بزرگ شده گياه به بار نشيند. از سويي، هرس ريشه، همچنين كم آبياري كردن درخت به اين دليل آن را وادار به گل دهي مي كند كه با كاهش حجم ريشه يا ضعيف گشتن ريشه، جذب مواد ازته پايين مي آيد و كسر بزرگ مي شود. در شرايط معمولي، زمان لازم براي التيام يافتن زخم هاي ناشي از اين نوع هرس در مورد شكاف زني و حلقه زني 4-2 هفته و در مورد طوقه برداري و پوست واژگوني 3-2 ماه مي باشد. خم كردن شاخه با استفاده از قيم و به كاربردن وزنه در انتهاي آن، كه باعث مي شود شاخه به طرف زمين خم گردد باعث مي شود كه رشد شاخه محدود گشته و چون آوندهاي آبكش موجود در پوست آن زير فشار ناشي از خميدگي منقبض مي گردد، خروج شيره پرورده از آن با اشكال رو به رو گشته و چنين شاخه اي اگر نابارور باشد بارور مي گردد و اگر بارور باشد ميزان محصول آن بالا مي رود. طبق نتايج پژوهشي كه بر روي درختان بارور سيب به عمل آمد نشان داد كه تعداد كل جوانه هاي روي شاخه هاي خم شده 47 تا 65 درصد و تعداد جوانه هاي گل، روي آْنها 3 تا 5 برابر افزايش يافتند و پس از سه سال، ميزان محصول ارقام مختلف 5/1 تا 4 برابر گشت. اين هرس از اول بهار، يعني زمان شكوفايي گل ها تا هنگامي كه ميوه هاي به قطري حدود يك سانتي متر مي رسد، مي تواند انجام شود. هدف از هرس گل و ميوه، كه تنك كردن ناميده مي شود، تنظيم مقدار بار درخت متناسب با قدرت آن مي باشد. در حال حاضر در سراسر دنيا انواع مختلف هرس با به كار گرفتن وسايلي مانند چاقوهاي ويژه و انواع قيچي ها و اره با نيروي دست انجام مي پذيرد. ولي از آنجا كه با گسترش روز افزون جمعيت دنيا، نياز به توليد در سطوح بزرگ بالا رفته و به دليل گراني كارگر ماهر ، اين امر در اين سطوح قابل اجرا و مقرون به صرفه نيست و اخيرا گرايش به اين است كه در صورت امكان درختان و درختچه ها به روش هاي ويژه اي كشت و توسط ماشين هاي ويژه اي هرس شوند. روش ديگري كه در اين زمينه مورد توجه قرار گرفته و پژوهش هاي بسياري روي آن به عمل آمده، استفاده از مواد شيميايي ويژه اي براي هرس و يا جهت كمك رساني به هرس مكانيكي نتايجي بسيار اميدوار كننده در بر داشته است. هرس شيميايي: بسياري از عمليات داشت و برداشت، از جمله هرس كه سابقا تنها با صرف وقت و هزينه زياد به وسيله كارگران ماهر قابل انجام بود، امروزه به راحتي و سرعت زياد توسط مواد شيميايي هورموني و غير هورموني انجام مي گردد و اين مواد به سه گروه مشخص تقسيم مي گردد: گروه اول شامل موادي مانند بوترالين، مشتقات پيچيده اسيد استيك و مشتقات اسيدهاي چرب 12-6 كربن مي باشد كه كلا مواد شاخه زا ناميده مي شود و با خشك كردن جوانه انتهايي گياه، مشابه هرس سر برداري عمل مي كند و نهال را در همان سال پيوند، وادار به توليد شاخه هاي فرعي مي سازد. زمان پاشيدن اين مواد اواخر بهار مي باشد كه بدينوسيله يك سال در وقت صرفه جويي كرد. درختان تيمار شده با اين مواد معمولا سريع تر رشد كرده و زودتر به بار مي نشيند. هورمون هايي از گروه سايتوكنين ها و اتفون نيز در بعضي موارد به ويژه در گياهان علفي اثر مشابه اين مواد و شاخه زا را دارند. گروه دوم مواد شيميايي مورد مصرف در هرس شامل بازدارنده ها مانند آلار و ماليك هيدرازيد و نيز از مواد هورموني اكسيني، اسيد نفتالين استيك NAA است و پژوهش ها نشان داده اند كه آلار و ماليك هيدرازيد به نحو بسيار موثري از رشد كليه قسمت هاي شاخساره درخت جلوگيري مي كنند به طوري كه در بعضي موارد مصرف آنها در يك سال، نياز به هرس در سال بعد را منتفي مي سازد و يا بسيار كم مي كند. اسيد نفتالين استيك در صورتي كه پس از هورمون هاي شديد مكانيكي بر روي محل زخم و نيز پوست شاخه هاي كلفت و تنه، ماليده يا پاشيده شود از رشد ترك ها جلوگيري مي كند. از اكسين ها، اسيد ايندول بوتيريك نيز با موفقيت، براي جلوگيري از رشد پاجوش ها در سيب، به كار رفته است و جزء همين گروه محسوب مي شود. گروه سوم مواد شيميايي كه در هرس كاربرد دارند بيشتر از انواع اكسين ها هستند كه در تنظيم مقدار گل و ميوه، از راه تنك سازي و نيز جلوگيري از ريزش بي موقع موثرند. هرس درختان هلو: در مورد موطن اصلي درختان هلو عقايد و نظريات مختلفي تا كنون ارائه شده است. برخي بر اين عقيده اند كه درختان هلو بومي سرزمين ايران بوده و عده اي مبدا آن را بر اساس موسسه ها به سرزمين چين نسبت مي دهند. به طور كلي پوست ميوه بعضي از واريته هاي هلو كرك دار بوده و آن را هلو ويا شفتالو مي نامند و پوست ميوه برخي ديگر صاف و بدون كرك است كه آنها را شليل مي نامند. به طور كلي درختان هلو طالب آب و هواي گرم و معتدل بوده و نسبت به سرماي بهاره حساس هستند. ريشه درختان هلو نسبت به كمبود اكسيژن حساسيت خاصي را نشان مي دهند و لازم است در اراضي نسبتا سبك كشت نمود. پايه هاي بذري قرار دارند داراي رشد قوي و استحكام فراواني مي باشند. از پايه هاي غير بذري كه امروزه بيشتر براي درختان هلو در مناطق سرد و يا زمين هاي مرطوب مورد استفاده قرار مي گيرند مي توان پايه هاي آلو و گوجه يا بادام و زرد آلو را نام برد. پايه هاي بادام براي مناطق خشك و سنگلاخي كاشته مي شود، استحكام زيادي دارند. و درختان روي اين پايه هاي مقاومت زيادتري نسبت به سرما و بيماري هاي مختلف خواهند داشت. پايه هاي زردآلو براي زمين هاي قليايي و آهكي استفاده مي شود. درختان هلو را معمولا به اندازه و اشكال مختلف پابلند، نيمه بلند، و پاكوتاه پرورش مي دهند و سيستم هاي فرم دهي شامل فرم گرد يا كروي يا پهن مي باشند. تجربيات نشان داده ست در نواحي و مناطق معتدله بيشتر از اشكال پابلند يا نيمه پا بلند به فرم پهن و در نواحي سرد فرم هاي گرد و پا كوتاه استفاده مي كنند. از آنجايي كه در درختان هبو رشد و نمو شاخه هاي يك ساله سريع تر از رشد و نمو غالب درختان ميوه مي باشد اگر آنها را هرس نماييم، پس از چند سال به عال تركم شاخه ها، تاج درخت به صورت انبوهي درآمده و از نظر نرسيدن نور و هوا به اندازه كافي مشكلات عديده اي را پديد مي آورد. بنابراين براي حفظ چگونگي فرم و باردهي عمل هرس ضروري مي باشد. پرورش هرس جامي با مركز باز توصيه مي شود. هر چند مي توان درختان هلو با سيستم هرس جامي با محور يا ليدر تغيير شكل يافته هم پرورش و تربيت نمود. اصولا درختان هلو در بهار و يا هنگام شروع فعاليت مي توانند سريع محل هاي برش و يا زخم هاي حاصله را در آن زمان هرس را بايستي متناسب با اين مسائل انتخاب كرد. به طور كلي هرس دختان هلو در سنين بالا به منظور ايجاد كندي و توقف در پير شدن درخت هلو صورت مي گيرد و در عمل باردهي نقش موثري دارد.
فاصله شاخه ها براي سيستم هرس بدون محور يا مركز باز حدود 10 تا 50 سانتي متر مي باشد. ضمنا توصيه مي شود شاخه هايي كه از سال دوم به بعد بر روي تنه به صورت عمودي رسته يا به طور عمودي از وسط شاخه هاي ديگر رشد و نمو كرده است بايستي حذف گردند. كساني كه به هرس درختان هلو در سنين بالا (بعد از دو سالگي) مي پردازند لازم است توجه داشته باشند كه شاخه هاي كوتاه (كورسون يا شاخك ها) را حتي المقدور قطع ننمايند. در سالهاي بعد از سه سالگي شاخه هايي كه به داخل تاج جهت يافته و رشد و نمو نموده اند بايستي حذف گردند تا نور و هوا به مقدار كافي در تاج درخت نفوذ كند.
هرس باردهي درختان هلو معمولا مي تواند در زمستان در صورتي كه شرايط محيطي مناسب باشد صورت مي گيرد. اصولا جوانه و تكمه هاي گل در روي شاخه هاي سال قبل تشكيل مي شود كه مي توان به سه دسته تقسيم نمود: 1- شاخه هاي نرك يا گورمان: شاخه هاي چوبي رشد گرده اي هستند كه معمولا طول شان از يك متر متجاز بوده و در روي آنها غالبا شاخه هاي ديگري تشكيل و منشعب مي گردند. 2- شاخه هاي مركب: اين شاخه ها بهترين و مناسبترين شاخه هاي درختان هلو مي باشند. زيرا علاوه بر جوانه هاي برگ، داراي جوانه هاي گل نيز مي باشند و از نظر هرس اهميت خاصي دارند. در روي اين شاخه ها به طور كلي مابين دو جوانه گل يك جوانه برگ قرار دارد. كه به اين شاخه ها در درختان هلو شاخه هاي حقيقي يا اصلي مي گويند. شاخه هاي مركب اصولا حاصل جوانه هايي مي باشند كه محل استقرارشان تقريبا به شرح زير مشخص مي گردد: - در قسمت پايين شاخه گاهي چند جوانه چوبي ساده. - درقسمت مياني شاخه، دو جوانه چوب و يك جوانه ساده گل (يك، دو و يا سه گل). - در قسمت فوقاني شاخه چند جوانه چوبي ساده. 3- شاخه هاي ضعيف و باريك يا شيفون: اين شاخه ها به طور كلي حاصل جوانه هاي گل بوده و در روي آنها ميوه تشكيل مي گردد و در انتهاي آنها جوانه برگ پديد مي آيد. ولي در طول آن جوانه هاي برگ به ندرت به وجود مي آيند و ميوه هايي كه در روي اين شاخه ها تشكيل مي شوند داراي مرغوبيت كمتري نسبت به ميوه هاي تشكيل شده در روي شاخه هاي مركب هستند و اين شاخه ها روي هم رفته شاخه هاي مرغوبي نمي باشند و كاشناسان به آنها شاخه هاي غير حقيقي مي گويند. 4- دسته گل بهاري (جوانه گل مجتمع): شاخه كوتاهي است كه داراي تعداد زيادي جوانه گل بوده و در انتها داراي يك بته است و طول آن 5-3 سانتي متر است. جوانه هاي گل در درختان هلو بر خلاف گل هاي سيب، گلابي و به ، قابل تبديل به جوانه برگ و يا بالعكس هستند و جوانه هاي گل معمولا بر روي شاخه هاي يك ساله قرار مي گيرند. در هر حال در هر جوانه گل در درخت هلو يك تا دو گل وجود دارد. جوانه هاي گل هلو نسبت به سرما حساسيت زيادي دارند و آزمايشات نشان داده اند كه با استفاده از ماده شيميايي آلار مي توان باعث تاخير در باز شدن شكوفه ها گرديد و از صدمه سرماي بهاره آنها را نجات داد كه اين ماده با غلظت 100 تا 250 پي پي ام (قسمت در ميليون) مورد استفاده قرار مي گيرد. شاخه هاي نرك ظاهرا نقش زيادي در عمل بارآوري ندارند و لازم است آنها را حذف نماييد. ولي در برخي موارد شاخه اصلي فاقد شاخك ها بوده و اين حال نرك ها به طور آزاد در روي شاخه اصلي رويش مي يابند. در اين حال لازم است آنها را با دقت تميز نمود تا در روي آن كورسون هاي قوي و مناسب تشكيل گردند كه جوانه هاي متعدد گل در روي آنها بتوانند فعال شوند. اگر شاخه نرك در روي شاخك ها تشكيل شوند با هرس مي توان پاره اي از جوانه هاي آن را فعال نمود كه اگر شاخه نركي توانست مفيد واقع شود مناسب در خرداد ماه آنرا به طول 10 تا 15 سانتي متر نگه داري و بقيه را حذف نماييم.
1- جوانه چوب: اين جوانه ها نوك تيز و مخروطي شكل هستند و روي شاخه هاي يك ساله قرار دارند. 2- جوانه هاي استيپولر: معمولا بر حسب رشد اين جوانه ها از نظر اندازه و بزرگي همانند جوانه هاي چوب معمولي و يا جوانه هاي گل هستند. 3- جوانه انتهايي كورسون: گاهي در انتهاي كورسون ها يا در زاويه ها يا انتهاي شاخه هاي اصلي در اثر تراكم شيره نباتي، جوانه هاي منحصر و منفرد ظاهر مي شوند. 4- جوانه هاي گل: اين جوانه ها تقريبا كروي و قبل از شكوفا شدن كركدار و در هنگام باز شدن به رنگ صورتي مي باشند. معمولاه همه آنها يك شكل بوده و در روي شاخه هاي يك ساله ظاهر مي شوند. 5- ميخچه يا دارد: معمولا در روي شاخه هاي نسبتا مسن و چوبي شده و يا روي كورسون هاي ضعيف پس از زمستان سرد ظاهر مي شوند. در درختان هلو عمل هرس معمولا قبل از گل و يا هنگام گلدهي انجام مي شود و به طور كلي ميوه بر روي شاخه هاي يك ساله پديد مي آيد. هرس باردهي هلو به طريقه كلاسيك و آمريكايي مي باشد.
ميوه ها درهلو درون شاخه هاي يك ساله تشكيل مي گردند بنابراين در روي هر كورسون يك يا دو شاخه جايگزين بايستي تشكيل گردد و معمولا اين شاخه كاملا بايستي نزذيك شاخه هاي اصلي و يا روي شاخه هاي فرعي پديد آيند. در اين حال شيره نباتي كه در حركت است بايستي در روي يك يا دو جوانه چوبي متمركز شود. براي اين منظور در روي هر كورسون 3 تا 5 جفت گل حفظ مي گردد و در هنگامي كه عمل جوانه گيري به منظور تعادل انجام مي شود، دو ميوه باقي بماند . به طور كلي در درختان كم رشد جوانه هاي ميوه دهنده به حالت مجزا و مجاور جوانه برگ رشد مي نمايند و از آنجايي كه جوانه هاي ميوه دهنده در درختان هلو زياد مي باشد، اگر هرس در فصل زمستان صورت پذيرد در روي كاهش تعداد ميوه شديدا موثر واقع مي شود. گاهي هرس زمستانه كه به منظور جوان كردن شاخه هاي ميوه دهنده مي باشد، موجب مي شود كه شاخه هاي پاييني و مياني كه حالت انبوهي يافته اند ظرفيت باردهي خود را پايين آورده و درخت سريعا به طرف پيري حركت نكند. بنابراين جهت جوان كردن درختان هلو و بالا بردن سن باردهي عمليات هرس در سنين بالاي 5 سال انجام مي شود. در غير اين صورت عمر درخت هلو كاهش مي يابد و عدم هرس درختان هلو در ايران باعث از پا درآمدن درخت در سنين جواني مي گردد و باغداراي درخت هلو را درخت كم عمر تصور كنند. لذا جهت هرس هلو عمليات زير صورت مي گيرد: 1- كورسوني كه حامل يك شاخه چوبي است و داراي تعدادي جوانه مي باشد، براي تشكيل شاخه جايگزين كه تبديل به شاخه بارده گردد لازم است از بالاي دو جوانه پايين شاخه را قطع نماييم. 2- كورسوني كه به صورت يك شاخه مركب است در روي اين شاخه دو جوانه پايين را به عنوان شاخه هاي جايگزين براي باردهي در سال بعد نگه داشته و در اين سال 4 يا 5 جفت جوانه هاي گل را در روي همين شاخه مركب حفظ مي نماييم و بقيه را از بالاي آخرين جوانه چوبي قطع مي كنيم. 3- شاخه هاي باريك يا شيفون را كمتر دست كاري مي كنند و جوانه انتهايي آن را به صورت آزاد باقي مي گذارند تا احتمالا جوانه چوب شيفون جديدي را تشكيل دهد. 4- شاخك كوتاه حامل تعدادي گل را در هرس كمتر عمليات رويشان انجام مي دهيم زيرا جوانه چوب كه در انتها قرار گرفته است اگر حذف گردد كورسون جديدي در آينده توليد نمي شود. لذا عمليات هرس روي آنها مناسب نمي باشد. 5- كورسوني كه حامل دو شاخه مركب است همل هرس بدين ترتيب صورت مي گيرد كه دو جوانه چوب را در روي يكي از شاخه ها نگه داشته و بقيه را از بالاي دو جوانه مشخص شده قطع مي كنند. در روي شاخه مركب ديگر تعداد 4 تا 5 جفت جوانه گل را حفظ كرده و بقيه را سربرداري مي كنند. 6- در حالتي كه يك كورسون حامل چند شيفون و تعدادي جوانه گل در روي شاخه كوتاه باشد در اين حالت يكي از شيفون ها را از بالاي دو جوانه پايين قطع مي نماييم تا دو جوانه باقي بماند. در سال بعد دو شاخه بارده را تشكيل دهد. جوانه هاي گل باقيمانده در روي شاخه ديگر را بدون عمليات هرس همچنان نگه داري مي نماييم. 7- نرك، اين اندام بيشتر در روي درختان مسن مي تواند مفيد باشد و با عمل هرس جوانه هاي موجود در روي آن را فعال مي كنند. بنابراين شاخه هاي نرك را به طور يك دوم يا يك سوم از طول قطع مي كنند. در درختاني كه نسبتا قوي هستند تعداد 3 تا 4 جوانه در روي آن باقي گذاشته و بقيه را سربرداري مي كنند. 8- كورسوني كه حامل دو شاخه و جوانه گل مجتمع مي باشد لازم است يكي از شاخه ها كه مسن تر مي باشد حذف كرده و جوانه گل مجتمع را بدون دستكاري باقي مي گذاريم و شاخه موجود در بالاي جوانه گل را سر برداري مي كنند تا شاخه جايگزين در سال بعد پديد آيد. 9- كورسوني كه حامل جوانه كناري گل مجتمع است، در اين حال از بالاي دسته گل مجتمع كورسون را سربرداري مي كنيم تا باردهي به نحو مناسب صورت گيرد. 10- در پاره اي از حالات روي شاخه هاي چوبي دو دسته گل مجتمع مجاور يكديگر تشكيل مي شوند. براي باردهي و داشتن محصول مرغوب لازم است يكي از آنها را حذف نماييم.
معمولا عمليات هرس سبز در روي درختان هلو مي تواند شامل قسمت هاي مختلف باشد كه نهايتا در درختاني كه كورسون ها به طور غير طبيعي و قبل از رسيدن از بين مي روند، انجام مي شود. در عمل تمام جوانه هاي چوبي كه مفيد نيستند حذف مي شوند. معمولا بر روي شاخه اي كه در اوايل بهار حذف شده است اگر 6 جوانه رشد نمايد چهار جوانه آن را حفظ كرده و دو جوانه داخلي را حذف مي نماييم. گاهي عمل حذف جوانه ها محدود به شاخه ها و جوانه هاي داخلي مي گردد و عمل جوانه گيري مي تواند همراه با پنسمان باشد. زيرا عمل جوانه گيري كافي نمي باشد و لازم است قسمت هايي از شاخه ها را كه در داخل واقع شده اند و شاخه هاي جانشين يا جايگزين را توليد نمي كنند قسمتي از آن را قطع نماييم تا شاخه هاي جايگزين تشكيل گردد. براي اجراي عمليات پنسمان روي دو يا سه برگ از شاخه هاي جوان صورت مي گيرد. بدين ترتيب شيره نباتي را به طرف جوانه هاي باقيمانده هدايت مي كنيم. گاهي در طي عمل پنسمان ميوه هايي كه در زير شاخه و يا در محل نامناسب تشكيل شده است به منظور مرغربيت ديگر ميوه هاي موجود در روي شاخه تعدادي از آنها حذف گردد. همچنين شاخه هايي كه قوي هستند لازم است در روي 2 تا 3 جوانه برگي آنها عمل پنسمان صورت گيرد. شاخه هاي جانشين را در تير و مرداد ماه به طول 30 تا 35 سانتي متر پنسمان مي كنند. هرس درختان بادام: موطن اصلي درختان بادام را محققين، آسياي غربي و يونان مي دانند و گسترش آن را از پامير تا درياي اژه مي دانند. همچنين در پاره اي از اسناد تاريخي آمده است كه در دوران هاي ماقبل تاريخ در ايران اين گياه به طور وحشي و يا به طور زراعي وجود داشته در كتاب تورات و صحيفه آرمياي نبي از باغ هاي آن نام برده شده است. درخت بادام يكي از درختاني است كه زودتر از ساير درختان و قبل از ظاهر شدن برگها، گل آن باز مي شود. اغلب در زمستان هاي معتدل در اسفد ماه تمام گل هاي آن باز و تقريبا هميشه سرماي بهاره موجب از بين رفتن آنها مي گردد. اصولا درخت بادام طبيعتا نسبت به سرما مقاومت خاصي نشان مي دهد، فقط گل هاي آن است كه نسبت به سرما حساس هستند. بادام را روي درخت آلو – گوجه و بالاخره بادام بذري پيوند مي كنند. در درجه اول پايه هاي بذري پايه هاي مناسبي براي بادام بوده و بعد از آن پايه هاي بادام تلخ مناسب به نظر مي رسد. تربيت و پرورش درختان بادام به صورت پابلند- نيمه پابلند و جامي ميسر است و در حالت جامي ميان تهي مي توان پايه يا تنه را كوتاه و حدود 50 تا 80 سانتي متر و درختان پا بلند 120 سانتي متر و در پابلند طول تنه را كمي بيشتر انتخاب كرد. هرس باردهي در روي درختان بادام عمليات خاص و شديدي همانند درخت ميوه ندارد. و منحصر به قطع شاخه هاي خشك و يا شاخه هاي نابحه و نامناسب كه موجب انبوهي و عدم نفوذ نور و هوا به داخل تاج مي شود. جوانه هاي موجود در روي درخت بادام تقريبا همانند درخت هلو مي باشد. نكته اي كه بايستي مورد توجه قرار گيرد اين است كه درختان بادام را هر چهار يا پنج سال يك بار با قطع شاخه هاي مسن مي توان جوان نمود. در هنگام هرس درخت بادام بايد در نظر داشت كه ميوه هميشه روي شاخه هاي سال قبل تشكيل مي شود. بنابراين هنگام قطع شاخه ها لازم است توجه نمود كه عمليات به صورتي انجام گيرد كه در ايجاد شاخه هاي جوان براي سال هاي بعد كمك شده باشد تا مقدار محصول افزايش يابد. |


مسئول وبلاگ: